همه علی را دوست دارند

[ad_1]

آیا علی علیه‌السّلام می‌تواند میان شیعه و سنّی دوستی و روابط حسنه ایجاد کند؟
علی علیه‌السّلام: «بِئْسَ اَلزَّادُ إِلَى اَلْمَعَادِ اَلْعُدْوَانُ عَلَى اَلْعِبَادِ» «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ‏ الْعَدْلُ الْإِنْصَافُ وَ الْإِحْسَانُ التَّفَضُّل‏» (حکمت 221 و 223 نهج‌البلاغه)

در میان تمام اصحاب و خویشاوندان پیامبر اسلام صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله، هیچ‌کس به اندازۀ علی‌بن‌ابی‌طالب مورد عشق و احترام نبوده و نیست. تمام مسلمانان اعم از اهل‌سنّت، شیعیان، علوی‌ها، زیدیه و اسماعیلیه متّفق‌القول‌اند که علی انسانی باتقوا، درستکار و خدادوست بود. سه خلیفۀ اول مورد توجّه و علاقۀ 85% از مسلمانان، یعنی اهل‌سنّت هستند، اما علی فرق می‌کند؛ همۀ کسانی که پیامبر را دوست داشتند، علی را نیز دوست دارند.

علی علیه‌السّلام چنان بر اهمیت عدالت تأکید می‌کرد که پیروان او یعنی شیعیان، عدل را یکی از اصول دین قلمداد می‌کنند. امروز که تحقّق عدالت اجتماعی برای مسلمانان آمریکا به یک چالش تبدیل شده است، هیچ‌کس به اندازۀ علی نمی‌تواند در این زمینه به ما الگودهی کند. از طرف دیگر علی علیه‌السّلام هم فوق‌العاده اهل معنویت بود و هم در تمام طول عمر خود فعالیت سیاسی داشت. این توانایی که شخصی بتواند در عین معنویت، در عرصۀ سیاست نیز فعال باشد و عدالت‌گستری کند، از علی یک قهرمان ساخته است.

صوفیه معتقدند اسرار و دستورات عرفانی که می‌توانند عارف را به خداوند نزدیک سازند از طریق پیامبر به علی و از علی به فرقه‌های صوفیه منتقل شده است. پس اگر علی می‌تواند مسلمانان را به خدا نزدیک‌تر کند، چرا نتواند مسلمانان را به یکدیگر نزدیک سازد؟

امروز جهان اسلام سخت گرفتار درگیری‌های فرقه‌ای شده و در عراق، سوریه و یمن جنگ شیعه و سنّی باعث تباهی ملّت‌ها و شدّت‌ گرفتن کینه‌های چندین قرنه شده است.

جهان اسلام سخت محتاج نهادهایی بین‌المللی است که هدفشان برقراری صلح و رفع خصومت‌ها باشد. سازمان‌ملل نیز به خاطر مداخلات آمریکا و اسرائیل کاری برای رفع این معضل نکرده است. علمای شیعه و سنّی نیز به جای کمک به رفع کدورت‌ها باعث تشدید دشمنی‌ها شده‌اند. اما یک نقطۀ مشترک و یک راه برای رفع اختلافات وجود دارد که آن هم الگوگیری از علی علیه‌السلام است. می‌توانیم از این نقطۀ اشتراک برای آغاز گفتگوی میان مذاهب استفاده کنیم تا شاهد برقراری صلح در جهان باشیم. بیاییم یک یا دو سال دربارۀ علی گفتگو کنیم، شعر بخوانیم و بر روی زندگی او، ایثارها و مصائبش تأمل کنیم و فوق همه دربارۀ اسلامی که او رهرو آن بود بیاندیشیم. الگوی معنوی و آموزه‌های او را موضوع گردهمایی‌هایمان قرار دهیم. چرا مسلمانان، اعم از شیعه و سنّی دست‌کم به مدّت یک یا دو سال مثل علی مسلمانی نمی‌کنند؟ چه بسا در سایۀ میراث معنوی علی بتوانیم به صلح و یکرنگی برسیم.

[ad_2]

لینک منبع

آیا دین اسلام در حال تغییر دادن آلمان است؟

[ad_1]

به گزارش دین‌آنلاین به نقل از دویچه وله انگلیسی، ماه گذشته درب‌های مسجد مرکزی جدید شهر کلن برای نخستین بار به روی مسلمانان باز شد. نمازخانۀ باشکوه مسجد ظرفیت پذیرش بیش از هزار نمازگزار را دارد. اما این مسجد سروصدای زیادی برپا کرده است. رهبران مسیحی از ساخته شدن این مسجد که مناره‌های 55 متری آن آسمان کلن را شکافته است خشمگین شده‌اند. نهادی که عهده‌دار ساخته شدن این مسجد است، «اتحادیۀ ترکی-اسلامی امور دینی» (دیتیب) است. با رو به وخامت گذاشتن روابط آلمان و ترکیه، «دیتیب» به محقّق‌سازی منافع رجب طیب اردوغان در آلمان متّهم شده است. این قیل‌وقال‌ها از پیچیده شدن حیات بینادینی در آلمان حکایت می‌کند.

یوسف الاودودی مشاور و استاد آمار از کسانی است که شاهد مسموم شدن گفتمان عمومی و سیاسیِ پیرامون دین اسلام و آلوده شدن آن به کلیشه‌ها و تعصّبات بوده است.


او می‌گوید مشکل آنجاست که هرشخص تصوّر می‌کند اعتقادات دینی خودش حقّانیت دارد. هم بین مسلمانان و غیرمسلمانان، و هم در داخل جامعۀ مسلمانان گسل‌های عمیقی وجود دارد که مانع از گفتگوی سازندۀ بینادینی می‌شود. بین مسلمانان لیبرال و محافظه‌کار تقریباً هیچ ارتباطی وجود ندارد و اگر هم با یکدیگر به گفتگو بپردازند، معمولاً حرف هم را نمی‌فهمند. بهترین راه‌کار آن است که گفتگوی سازنده بین انشعابات مختلف دین اسلام آغاز شود تا بتوانیم به نتیجه برسیم.

عبدالقادر عظیم امام‌جماعت «مسجد الانصار» می‌گوید به خاطر حوادث ناگوار فراوانی که توسّط مسلمانان افراطی رخ داده، وجهۀ مسلمانان تخریب شده و لذا مسلمانانِ محافظه‌کاری که می‌خواهند به اعتقادات خود عمل کنند، با مشکلاتی مواجه شده‌اند.

خانم آنیکا مهمتی یکی از مدیران انجمن مسلمانان لیبرال آلمان می‌گوید آلمان باید بپذیرد که دین اسلام جزئی از این کشور است و وجود آن موجب افزایش رواداری و آزادی در جامعۀ آلمان می‌شود. بعضی‌ها اسلام را پس می‌زنند و می‌گویند اسلام در آلمان جایی ندارد، اما آنها از واقعیت به دورند. اسلام باید همگام با دمکراسی و ادیان دیگر در خاک آلمان وجود داشته باشد.

[ad_2]

لینک منبع

ماجرای اسلام آوردن خانم مجری شبکۀ ام‌تی‌وی

[ad_1]

به گزارش دین‌آنلاین، اکبر احمد رئیس بخش مطالعات اسلامی دانشگاه امریکن در سایت هافینگتن پست درباره این مجری برجستۀ ام‌تی‌وی اروپا نوشته است: بکر به هنر علاقه‌مند بود، لذا وقتی به پاکستان سفر کرد، زیبایی موسیقی قوالیِ صوفیه او را مجذوب خود ساخت. گویا آن آوازها با عشقی متعالی و الهی پیوند داشتند. او بین موسیقی مبتذل پاپ غربی و این موسیقی فاصلۀ بسیاری می‌دید.

اما بیش از موسیقی، انسانیت، سخاوت و خونگرمی مردم مسلمان پاکستان بود که بکر را سخت تحت‌تأثیر قرار داد؛ بکر مبهوت شخصیت پرفضیلت مسلمانان شده بود.

پس از آن سفر بکر تحقیقات خود را دربارۀ دین اسلام آغاز کرد و سه سال بعد اسلام آورد. او می‌گوید: “من کتاب‌های بسیاری خواندم و… پی بردم که تنها یک خدا وجود دارد و تنها خود ماییم که مسئول اعمال خود هستیم و هر طفلی که متولّد می‌شود معصوم است و گناهی به گردن ندارد. فهمیدم که آیات قران می‌تواند در زندگی هر روزه‌ام به من کمک کند… دلیل گرایشم به دین اسلام آن بود که می‌خواستم خدا را به زندگی خودم بیاورم و خودم را تزکیه کنم تا بتوانم طعم شیرین ثمرات معنویت را بچشم.”

اما پیچیدن خبر اسلام آوردن بکر در وطنِ او یعنی آلمان، واکنشی منفی رسانه‌ها را در پی داشت. ناگهان او را به حمایت از تروریسم متّهم کردند. بکر از تمام برنامه‌های تلویزیونی اخراج شد و شغل خود را از دست داد. حتّی خانواده‌اش نیز با اسلام آوردن او مخالف بودند.

بکر تصمیم گرفته بود لباس‌های پوشاننده‌تری به تن کند، اما گویا این طرز پوشش باب میل خیلی‌ها نبود و خیلی از درها به روی او بسته شد. لذا بکر تصمیم گرفت در لندن به زندگی خود ادامه دهد، چراکه حضور و اشتغال مسلمانان در انگلیس پررنگ‌تر و جاافتاده‌تر بود.

خانم بکر به مسلمانانی که تلاش می‌کنند جزو جامعۀ امروز غرب باشند توصیه می‌کند “کار و شغل خودتان را به نحو احسن انجام دهید تا مردم را مجذوب خود سازید. فراموش نکنید که هر کاری که شما می‌کنید… نه تنها در مقام بندگی خدا قرار دارید، بلکه سفیر و نمایندۀ دین اسلام نیز هستید.”

حال بکر تلاش می‌کند در رسانه‌ها و فرهنگ عامه بازنمایی پرمایه‌تر و صحیح‌تری از مسلمانان ارائه شود.

بکر معتقد است با توجّه به این که اخبار جهان مملو از بازتاب وقایع تروریستی و اسلام‌هراسی است، مسلمانان باید مستندهایی دربارۀ فرهنگ مسلمانان بسازند و زندگی شخصیت‌های اسلامی را به تصویر بکشند. به خاطر همین احساس نیاز بود که بکر کتاب «از ام‌تی‌وی تا مکه» را در مورد اسلام آوردن خود تألیف کرد.

بکر می‌گوید آیندۀ اسلام در دستان جوانان مسلمان است. آنها باید به جهان بیاموزند که اسلام یک دین امروزی است و عقب‌مانده یا مغایر با زندگی در غرب نیست.

او به مسلمانان غرب توصیه می‌کند که هرگز روابط خود را به دایرۀ مسلمانان محدود نکنند، با کلّ جامعه درآمیزند و با عملکرد خود دیگران را جذب اسلام کنند.

[ad_2]

لینک منبع