هشت نکته‌ای که دربارۀ مسجد الاقصی نمی‌دانستید

[ad_1]

در اینجا به هشت نکتۀ جالب دربارۀ این مسجد می‌پردازیم که بسیاری از آن بی‌اطّلاعند:

1. در نقطه‌ای که ما به عنوان مسجدالاقصی می‌شناسیم تنها یک مسجد وجود ندارد، بلکه چندین مسجد در این مکان واقع شده است.


مسجدالاقصی اصلی در منتهی‌الیه جنوبی این تصویر واقع شده که نام دیگر آن مسجد قِبلی است، چراکه از باقی مساجد به قبله نزدیک‌تر است. کلّ این محوّطۀ تپّه‌مانند مسجد‌الاقصی نام دارد و گاهی حرم‌الشریف هم به آن گفته می‌شود. اما مساجد دیگری نیز در این مجموعه وجود دارند؛ از جمله مسجد براق، مسجد مروانی و غیره.

2. این مکان مدفن بسیاری از پیامبران و اصحاب پیامبران است. برای مثال به احتمال زیاد حضرت سلیمان علیه‌السّلام در این مکان دفن شده است، چراکه پیامبران همیشه در همانجایی دفن می‌شوند که از دنیا می‌روند.

3. در یک دوره که رومی‌ها شهر را به اشغال خود درآورده بودند و یهودیان اجازۀ زندگی در بیت‌المقدس را نداشتند، از محوطۀ مسجد به عنوان زباله‌دانی استفاده می‌شد.

4. ابوحامد غزالی، عالم بزرگ اسلام مدّتی در مسجدالاقصی زندگی می‌کرد و کتاب «احیاء علوم الدین» را در همین دوره در مسجد تألیف کرد.

5. وقتی در جنگ صلیبی اول، صلیبیون اورشلیم را اشغال کردند، اکثر مسلمانان شهر در مسجدالاقصی جمع شده بودند. صلیبیون حدود هفتاد هزار تن از مسلمانان را قتل‌عام کردند و سپس مسجد قبلی را به کاخ، قبة‌الصّخره را به کلیسا و اتاق‌های زیرزمین را به اصطبل تبدیل کردند. مسلمانانی که از قتل‌عام جان سالم به در برده بودند نیز یک‌به‌یک بر روی صلیبی که وسط مسجد علم شده بود به صلیب کشیده شدند.

6. نورالدین زنگی منبر زیبا و خارق‌العاده‌ای در مسجدالاقصی نصب کرد که در طول تاریخ از بین رفت.

7. قبة‌الصخره در گذشته ظاهری بسیار متفاوت داشت و گنبد آن چوبی بود.

8. در سال 1967 بیت‌المقدس برای سومین بار از دست مسلمانان خارج شد و تحت‌کنترل اسرائیل قرار گرفت. در سال 1969 یک صهیونیست استرالیایی منبر نورالدین و مسجد قبلی را به آتش کشید.

و از آن زمان تا به امروز اهانت‌ها به ساحت این مسجد همچنان ادامه دارد؛ از جمله حفّاری‌هایی که در زیر محوطۀ مسجد انجام می‌شود و تهدیدهای هر روزه مبنی بر بازسازی معبد قدیمی صورت می‌گیرد.

[ad_2]

لینک منبع

تعداد آیات مرتبط با خشونت در کتاب مقدّس بیشتر است تا در قرآن

[ad_1]

به گزارش دین‌آنلاین، ایندیپندنت با اشاره به بررسی و مطالعه اندرسون درباره میزان خشونت به کار رفته در کتاب مقدس اسلام و مسیحیت و یهودیت آورده است: اندرسون می‌گوید انگیزه‌اش از انجام این پروژه بحث‌های رایج در میان مردم بود؛ مبنی بر این که آیا دلیل گرایش بعضی از بنیادگرایان مسلمان به تروریسم وجود خشونت ذاتی و نهادینه در دین اسلام است و آیا اسلام خشن‌تر از ادیان دیگر است یا خیر.

وی با استفاده از نرم‌افزار تحلیل متنی که خود تحت عنوان نرم‌افزار «اودین تکست» (Odin Text) طراحی کرده کتب عهد جدید، عهد قدیم و ترجمۀ انگلیسی قرآن را مورد تحلیل قرار داد. تنها دو دقیقه زمان برد تا نرم‌افزار این سه کتاب را بخواند و تحلیل کند.

نرم‌افزار واژه‌ها را به هشت گروه از احساسات دسته‌بندی کرد: شادی، انتظار، خشم، انزجار، ناراحتی، تعجّب، ترس و اعتماد. نتایج تحلیل صورت‌گرفته حاکی از آن بود که تعداد واژگان مرتبط با خشم در کتاب مقدّس بیشتر است. تعداد واژگان مرتبط با اعتماد نیز در قرآن بسیار بیشتر از کتب دیگر است. به طور کلّی، نتایج تحقیق گویای آن بود که میزان خشونتِ موجود در کتاب‌ مقدّس بیش از دو برابر بیشتر از خشونتِ موجود در قرآن است.


آقای اندرسون به طور خلاصه می‌گوید از میان این سه کتاب مقدس، به نظر می‌رسد که محتوای عهد قدیم از همه خشن‌تر است. در عهد جدید اشاره به کشتار و نابودی (2.8%) اندکی بیشتر از قران (2.1%) است، اما در عهد قدیم خشونت از همه بیشتر (5.3%) است.

با وجود این، باید به این نکته توجّه داشت که عهد قدیم و عهد جدید و قرآن تنها متون موجود در ادیان یهودیت، مسیحیت و اسلام نیستند و تمام آموزه‌ها و اصول این ادیان را دربرنمی‌گیرند.

[ad_2]

لینک منبع

آیا می‌دانستید که در کتاب مقدّس نیز به موضوع «جهاد» اشاره شده است؟

[ad_1]

واژۀ «جهاد» نیز همین حکایت را دارد. یک بار در یکی از سخنرانی‌هایم معنای واژۀ جهاد را از حضّار پرسیدم. خانمی با تمام توانش فریاد زد: “جهاد یعنی مرگ و نابودی”. شاید این پاسخ همان چیزی باشد که بسیاری از مردم آمریکا به سمت باور به آن سوق داده شده‌اند.

اسلام‌هراسان تعاریف خود از اصطلاحات اسلامی مثل «جهاد» را با اطّلاعات غلط و چاشنی خشونت همراه می‌سازند و سپس از مسلمانان می‌خواهند تا اصطلاحات و متونی را که خود به‌غلط آنها را تعریف کرده‌اند مردود برشمارند و اگر از این کار استنکاف کنند، برچسب افراطی‌گری به آنها زده می‌شود.

متأسفانه دیگر این برداشت غلط و افراطی از واژۀ «جهاد» در جامعۀ مسیحی جا افتاده است. فرض کنیم که از مسلمانان خواستیم واژۀ «جهاد» را از فرهنگ لغت خود حذف کنند، با مسیحیان عربی که کتاب مقدّس را به زبان عربی می‌خوانند چه کنیم؟

در ترجمۀ عربی کتاب مقدّس، نامۀ اول پطرس، باب چهار، آیۀ هجدهم از واژۀ «جَهَدَ» (jahada) استفاده شده که همان ریشۀ «جهاد» است و در اینجا برای اشاره به مبارزۀ درونی انسان مورد استفاده قرار گرفته است:

إِنْ كَانَ الْبَارُّ بِالْجَهْدِ يَخْلُصُ، فَالْفَاجِرُ وَالْخَاطِئُ أَيْنَ يَظْهَرَانِ؟

در نامۀ اول و دوم به تیموتاوس نیز دو مرتبه به جهاد اشاره شده است:

جَاهَدْتُ الْجِهَادَ الْحَسَنَ، أَكْمَلْتُ السَّعْيَ، حَفِظْتُ الإِيمَانَ (4:7)

جَاهِدْ جِهَادَ الإِيمَانِ الْحَسَنَ، وَأَمْسِكْ بِالْحَيَاةِ الأَبَدِيَّةِ (6:12)

 
جنگ‌های صلیبی و جهاد

واقعیت امر آن است که مسلمانان از واژۀ «جهاد» همان‌گونه استفاده می‌کنند که مسیحیان از واژۀ «کروسید» (crusade). «کروسید» در مسیحیت، بسته به بافتار متن و درک شخصیِ افراد، معانی مختلفی به خود می‌گیرد؛ از رسالت معنوی گرفته تا تبشیر و تبلیغ، سیاست و اقدام نظامی. بیلی گراهام که یک مبلّغ بود، بیش از چهارصد «کروسید» را در سراسر جهان رهبری کرد که البته منظور او از «کروسید» فعالیت‌های تبلیغی عاری از خشونت بود. جورج بوش نیز برای اشاره به جنگ با عراق از همین واژۀ «کروسید» استفاده کرد.

پس اگر مسیحیان می‌گویند واژۀ «جهاد» همیشه به معنای خشونت است، مثل این می‌ماند که بگوییم واژۀ مسیحیِ «کروسید» نیز همیشه بر خشونت دلالت دارد. استفادۀ معمول از واژۀ «جهاد» به معنای کشتن مسیحیان نیست؛ همان‌طور که «کروسید» نیز مفهوم کشتن مسلمانان را منتقل نمی‌کند.

آیا تروریست‌ها و جنگ‌افروزان برای جنایت‌های خود توجیهی مبتنی بر قران یا کتاب مقدّس دارند؟ هر دوی این کتاب‌ها را می‌توان به نحوی خواند و تفسیر کرد که خشونت را توجیه کند؛ این امر دربارۀ تمام کتاب‌های آسمانی، ادیان و فلسفه‌ها مصداق دارد. تفسیر مبتنی بر خشونت برخاسته از خواننده است، نه متن. مطالعه‌ای که توسّط ایندیپندنت صورت گرفته نشان می‌دهد که تعداد آیات مرتبط با خشونت در قران کمتر از تعداد آیات خشونت در عهد جدید و عهد قدیم است.

به جای این که اجازه دهیم افراطیون تفسیر نامقدّس خود از کتب آسمانی‌ را ترویج دهند و در جامعه جا بیاندازند، بهتر آن است که بر ریشه‌های جامعه‌شناختی تروریسم و خشونت تمرکز کنیم.

[ad_2]

لینک منبع