چرا هیتلر توجّه وافری به ماوراءالطبیعه داشت؟

[ad_1]

در دهۀ 1930 هیتلر در کتابی تحت عنوان «جادو: نظریه، تاریخ و کاربرد» حاشیه‌های فراوانی نوشت و زیر بعضی از قسمت‌های کتاب خط کشید؛ مثلاً این جمله: “کسی که تخم شیطانی درون خود نداشته باشد، هرگز قادر به ایجاد یک جهان جدید نخواهد بود.”

هیتلر در سال 1934، یعنی یک سال پس از آن که صدراعظم آلمان شد، یک دوزر (جادوگری که محلّ وجود آب، فلزات و… را غیب‌گویی می‌کند) استخدام کرد تا در کاخ صدارتِ رایش به جستجوی «اشعه‌های مرگی» که ممکن بود به کارکنان ساختمان آسیب برساند بپردازد. او و هیملر دربارۀ “امپراطوری جهانی آتلانتیس” و همچنین دربارۀ شبه‌علمِ نامعتبری تحت عنوان «نظریۀ جهان یخی» گفتگوهای بسیاری می‌کردند. براساس این نظریه، نظام عالم از یخ تشکیل شده و هیتلر و هیملر آن را معادل آلمانیِ نظریۀ «یهودیِ» نسبیت تلقّی می‌کردند.

در حقیقت در میان تمام فرماندهان عالی‌رتبۀ نازی، اعتقاد به مسائل غیبی و رمزآلود فراگیر بود. خود آدولف هیتلر حامل «تخم شیطان» بود، گردان حفاظتی اس‌اس بخشی مختصّ جادوگری داشت و گوبلس کتاب‌های نوستراداموس را مطالعه می‌کرد. رودلف هس دستی در هومئوپاتی و گیاه‌درمانی داشت و یک دوزر و طالع‌بینِ شخصی نیز در خدمت او بودند. از دیگر طرفداران «رادیستزی» (یک توانایی مافوق‌طبیعی مبنی بر یافتن اشیاء به کمک چوب و شاقول) می‌توان به جولیوس استرایشر، فرماندار نورمبرگ و ریچارد والتر داره، رئیس «ادارۀ اصلی نژاد و اسکان اس‌اس» اشاره کرد.

بسیاری از مقامات عالی‌رتبۀ نازی به علوم سرّی شرقی –اسطوره‌های هند، معنویات تبتی و قوانین جنگجویان ژاپنی- علاقه‌مند بودند و اینها را تعالیم گمگشتۀ نژاد باستانی آریایی تلقّی می‌کردند.

هیملر، رئیس اس‌اس در این زمینه از همه پیشگام‌تر بود و اندیشگاهِ «آننربه» را برای پژوهش‌ دربارۀ تاریخ انسان‌شناسی و فرهنگ نژاد آریایی تأسیس کرد. این مؤسسه برای یافتن اسناد و مدارک و فولکلورهایی که تفکّر هیملر مبنی بر وراثت آریایی را مورد تأیید قرار می‌داد، آلمان را زیرورو کرد و اروپا را به اشغال خود درآورد.

در اس‌اس بخشی مختصّ جادوگری وجود داشت که مسئول بررسی شواهد جادوگری و محاکمۀ جادوگران بود. هیملر معتقد بود که جادوگران نمایندۀ یک دین قدیمی آلمانی هستند که ادیان یهودیت و مسیحیت (به‌ویژه یهودیت) بی‌رحمانه آن را از بین برده‌اند.

فرماندهان عالی نازی با ترکیب عجیبِ «علم» و «اعتقاد به سحر» مأنوس بودند. در این کتاب اریک کورلاندر با کمال تبحّر تاریخ این اعتقادات را از قرن نوزدهم به بعد در تفکّر مردم آلمان موردبررسی قرار داده است.

او می‌گوید در سال 1904 رهبران «جنبش ولکیش» پرچم‌هایی منقّش به صلیب شکسته به اهتزار درمی‌آوردند، از جنگ نژادی با «یهودا» حمایت می‌کردند و آمیزه‌های عجیب‌وغریب فولکلورهای آلمانی و علوم غریبۀ علمی-تخیّلی را ترویج می‌کردند. پس از پیمان ورسای که مردم مستأصل و مستعدّ باور به اوهام بودند، اعتقاد به انواع امور مافوق‌طبیعی و علوم خفیّه در جامعه رواج پیدا کرد.

نازی‌ها از این گرایش بهره جستند، یک هویت ملّی «آلمانی» خلق کردند و طوری شد که این اعتقادات به عقاید ارتدوکسی سیاسی مبدّل شد. یعنی در زمان جنگ جهانی دوم هرکس که نسبت به «علوم حاشیه‌ای» (شبه‌علم) اظهار علاقه‌مندی و تبعیت می‌کرد، به احتمال زیاد برگ برنده را از آن خود ساخته بود.

برای مثال در جنگ آتلانتیک، کاپیتانی به نام هانس رودر مدّعی بود که متّحدان برای ردیابی و غرق ساختن زیردریایی‌های آلمانی از روش جادو و رادیوستزی استفاده می‌کنند. اما به جای این که عذرش را بخواهند، بودجۀ قابل‌توجّهی در اختیار او قرار دادند تا «مؤسسۀ پاندول» را در برلین تأسیس کند. در واقع، در تمام طول جنگ جهانی دوم از کمک جادوگران استفاده می‌شد.

در فصل آخر کتاب رنسانسی که هم‌اکنون در زمینۀ ماوراءالطبیعه، نظریه‌های توطئه، قدرت‌های مافوق‌زمینی و خیال‌پردازی دربارۀ اروپایی عاری از وجود مهاجرین و دین اسلام برپا شده مورد بررسی قرار گرفته است. گویا هیولاهای هیتلر صرفاً متعلّق به او نبودند و نیستند.

[ad_2]

لینک منبع

«زنان در قرآن؛ خوانشی رهایی‌بخش» تألیف اسماء لمرابت

[ad_1]

به گزارش دین‌آنلاین، سایت آمازون ضمن ارائه کتاب «زنان در قرآن: خوانشی رهایی‌بخش» در گزارشی به معرفی آن پرداخته است. در این گزارش به عقیده نویسنده اشاره کرده که معتقد است در نظام‌های اجتماعی زنان مسلمان به اسم دین مورد ظلم و ستم واقع شده‌اند. لمبرابت مخالف دیدگاهی است که می‌گوید تنها راه آزادسازی زنان ترویج ارزش‌های غربی است.

نقد آقای شاه تاجامو دانش‌آموختۀ مطالعات اسلامی

امروز دین اسلام دینی زن‌ستیز تلقّی می‌شود و به ناحق ادّعا می‌شود که این دین حقوق برابری برای زنان قائل نیست و آنان را مورد ظلم و تعدّی قرار می‌دهد. جهانیان، به‌ویژه جهان غرب زن مسلمان را موجودی عقب‌مانده و دِمُده قلمداد می‌کنند. اما سؤالی که در اینجا مطرح می‌شود آن است که آیا دین اسلام واقعاً نسبت به زنان مسلمان ظلم می‌کند؟ یا این که این تفاسیر متفاوت و تعصّب‌آمیزِ دین اسلام توسط اندیشمندان مرد است که گاهی تبعیض‌آمیز و برضدّ زنان مسلمان است؟ یا این دشمنان دین اسلام هستند که چنین اتّهاماتی را به دین وارد کرده‌اند؟

لمبرابت در کتاب به این پرسش‌ها پاسخ می‌دهد و تأکید می‌کند که دین اسلام برای زنان حقوقی برابر و عادلانه قائل است. نابرابری‌هایی که بعضاً نسبت به زنان مشاهده می‌شود، حاصل تفاسیر تعصّب‌آلود تعدادی از علمای قدیمی و مردسالار است که به‌ناحق کلام الهی را توجیهی برای این نابرابری‌ها قرار داده‌اند. از طرف دیگر، اسلام‌هراسانی که به دنبال منافع خود هستند نیز چنین انگ‌هایی به دین اسلام می‌زنند تا وجهۀ دین اسلام را تخریب کنند. لذا زن مسلمان قربانی بی‌عدالتی، سرکوب و تحقیر شده است. لمبرابت هم رویکرد محافظه‌کاران را نقد می‌کند و هم رویکرد اسلام‌هراسان غربی را.

کتاب به دو بخش تقسیم شده است؛ بخش اول «هنگامی که خداوند دربارۀ زنان سخن می‌گوید» عنوان دارد که مربوط به معرّفی بانوان قرانی است؛ بلقیس، ساره، هاجر، زلیخا، مریم، امّ‌موسی و… خداوند نه تنها زنان را خوار نمی‌شمارد، بلکه این بانوان را به خاطر صفات برجستۀ انسانی مورد تحسین قرار می‌دهد و حتّی دیگران را دعوت به تبعیت و الگوگیری از بعضی از این بانوان می‌کند. بخش دوم کتاب نیز «هنگامی که خداوند با زنان تکلّم می‌کند» نام دارد.

در قسمت پایانیِ کتاب، نویسنده به مسائلی جنجالی مثل کتک زدن زنان، شهادت زنان، مسئلۀ ارث و تعدّد زوجات می‌پردازد و با نقل آیات مرتبطِ قرآنی، مردسالاران و اسلام‌هراسانی را که برای بی‌آبرو کردن اسلام دست به هر کاری می‌زنند رسوا ساخته است.

این کتاب برای زنانی که از حقوق خود غافلند و قربانی مردسالاران و اسلام‌هراسان واقع شده‌اند کتابی ارزشمند است.


(ترجمه (از فرانسوی به انگلیسی) میریام فرانسوا سرا

تاریخ انتشار کتاب: 24 مه 2016

انتشارات کیوب پابلیشینگ

تعداد صفحات: 212)

[ad_2]

لینک منبع